کد اخبار

علی گلوند عازم کربلا شد :: وبلاگ رسمی آزادگان یازده تکریت

وبلاگ رسمی آزادگان یازده تکریت

در باره خاطرات و اخبار آزادگان دفاع مقدس

وبلاگ رسمی آزادگان یازده تکریت

در باره خاطرات و اخبار آزادگان دفاع مقدس

وبلاگ رسمی آزادگان یازده تکریت

اردوگاه اسیران تکریت 11 در 15 کلیومتری شهر تکریت،در استان صلاح الدین عراق محل تولد صدام واقع شده بود که شامل سه قسمت بود،قسمت اصلی حدود 1200 تا 1400 اسیر ایرانی را شامل میشد و ملحق یک که حذدود 600 نفر و ملحق 2 که نامشخص است .اسرای تکریت 11 در کربلای 4و 5 و عملیات های بعدی اسیر شده بودند و حدود 4 سال و حداقل دوسال اسارت داشتند،تکریت 11یکی از فعالترین اردوگاههای اسرای ایرانی بود که در [خرین روز اسارتشان نماز جماعت 1000 نفره خواندند.

ابزار نظر سنجی

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

علی گلوند عازم کربلا شد

پنجشنبه, ۵ آذر ۱۳۹۴، ۰۸:۲۹ ب.ظ
در جریان رحلت امام خمینی(ره) بخاطر بی احترامی منافقین به ساحت قدسی امام (ره) با آنها درگیر شد و بهمین خاطر به بغداد برده شد و محاکمه شد و با علی زینبی (عاشوری)به چهارماه زندان انفرادی در اردوگاه محکوم شد.گلوند دوران محکومیت خهود را در اردوگاه 18 بعقوبه گذراند.علی گلوند در باره بیوگرافی خودش می گوید:

علی گلوند هستم. اصالتاً کرجی و متولد حسین آباد مهرشهر. بیش از 100 سال سابقه سکونت در کرج را داریم. پدر و مادرم متولد شهریار هستند که البته آن موقع از توابع کرج بود. سال 57 که انقلاب اسلامی پیروز شد، دوم نظری بودم و به محض پیروزی انقلاب و تشکیل کمیته­های انقلابی، عضو شدم. آن دوران در کاخ مهرشهر که محل دفتر کمیته­ های انقلاب بود فعالیت­ می­کردم و به محض شروع جنگ تحمیلی وارد جبهه ­های نبرد شدم. از سال 59 عضو سپاه پاسداران ناحیه کرج بودم. تا پایان جنگ در جبهه بودم. سال 66 به اسارت درآمدم که 3 سال طول کشید.

به محض بازگشت از عراق فعالیتم را در سپاه از سر گرفتم و مسئول ستاد آزادگان غرب استان تهران بودم. از سال 73 وارد دانشگاه شدم و در رشته حقوق تحصیلاتم را ادامه دادم. به علت ناراحتی­های خاص شیمیایی، رفت و آمدم به تهران مشکل بود. به ازای هر ترم تحصیل، 3 ترم باید مرخصی می­گرفتم و در بیمارستان بستری می­شدم. تمام این مسائل سبب شد مرخصی طولانی مدت تحصیلی بگیرم. از سالی که دانشگاه خوارزمی رشته حقوق را هم به رشته­هایش اضافه کرد، در این دانشگاه به ادامه تحصیل پرداختم.

علی گلوند” خاطرات دوران اسارت را چنین روایت می کند: ۲۴ دی ماه سال ۶۶ در منطقه ی سلیمانیه شهر ماووت عراق به اسارت رژیم بعث در آمدم و ۲۴ شهریور سال ۶۹ آزاد شدم و در این مدت نیز اسامی ما در لیست افسران مفقودالاثردر اردوگاه تکریت ۱۱ بود. اولین سال اسارتم را در انفرادی گذراندم و در این یک سال از گذشت روزهای سال خبری نداشته و نمی دانستم ماه مبارک رمضان چه وقت شروع و پایان می یافت.

اما علی آقا خانواده پر جمعیتی دارد او می گوید:

من 5 فرزند دارم و مسلما زمانه طوری شده که فرزندان علاقه ندارند راه پدرشان را پیش بگیرند اما خوشبختانه فرزندان من اجتماعی هستند و سعی کردم طوری تربیتشان کنم که در کارهای اجتماعی و مردمی به نوعی دخیل باشند. یکی از پسرانم در شرکت هواپیمایی خودم مشغول است. یکی دیگر از پسرانم در شهرداری، پسر دیگرم درس خلبانی می­خواند. دخترم به تازگی ازدواج کرده و فرزند کوچکم در مقطع راهنمایی است. برای همه جوانان مملکت و در کنارشان فرزندان خودم آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم در آینده برای مردم کشورشان مثمر ثمر واقع شوند.

علی nv باره خاطره اش از اسارت می گوید:

اسرا اجازه ی خواندن نماز جماعت را در اردوگاه نداشتند. در زمان اسارت یک بار با بچه ها تصمیم گرفتیم نماز جماعت بخوانیم. برای این که چه کسی به عنوان پیش نماز باشد قرعه کشی کردیم،  قرعه ی نماز ظهر به اسم من و نماز مغرب به نام مصطفی مصطفوی در آمد. نماز ظهر که من پیشنماز بودم هیچ اتفاقی نیفتاد، اما هنگام نماز مغرب، عراقی ها به آسایشگاه هجوم آورده و من، مصطفی و چند نفر از کسانی که در صف اول نماز جماعت بودند را چند روزی به انفرادی فرستادند.

علی گلوند بعد از آزادی فعالیت های اجتماعی زیادی داشته است او در این باره می گوید:

از بدو تأسیس شورای اسلامی شهر (سال 78) تاکنون در انتخابات شورا کاندیدا بوده­ام. در دوره اول و دوم عضو علی البدل و در اواسط دوره سوم زمانی که امیر یزدی استعفا داد، به عنوان عضو جایگزین شروع به فعالیت در بدنه اصلی شورا کردم. دردوره سوم نیز با اکثریت آراء اعضا به عنوان نایب رئیس شورای اسلامی شهر کرج انتخاب شدم.

ما نسل انقلاب، خود را وابسته به مردم و سرباز مردم می­دانیم و هر جا ببینم کار سختی وجود دارد، احساس وظیفه می­کنیم که آن را انجام دهیم. در دور اول شورا، همین مسئله سبب شد کاندیدا شوم. احساس کردم جبهه دیگری برای جهاد و خدمت به مردم باز شده است و هر کدام از ما وظیفه داریم با قرار گرفتن در این جایگاه، سنگی را از جلوی پای مردم برداریم. دو دوره اول عضو علی البدل بودم. شاید به گمان برخی، اعضای علی البدل هیچ گاه به صور ت آشکار وارد عرصه­های اجتماعی نمی شوند اما من در هر دوره سعی کردم با جلسات و پیگیری مشکلات مردم، به وظایفم عمل کنم و دست از فعالیت­های اجتماعی نکشیدم. حتی در حال حاضر که بنده کاندیدای دوره چهارم نشده ام، فعالیت­های اجتماعی را هم چنان پی­گیری می­کنم چون همان طور که شهید بهشتی می­فرمودند: ما موجی هستیم و آسودگی ما عدم ماست.

به عقیده علی گلوند فعالیت ها و پست و مقام برای خدمت به خلق خوب است  وگرنه وبال است او می گوید :

دل بستن به میز و صندلی انسان را از هدفش خارج می­کند. جایگاه و پُست و مقام ممکن است امروز باشد و فردا نباشد. از این جایگاه باید برای خدمت به مردم استفاده کرد. مرحوم پدرم همیشه می­گفت: این جایگاه نعمت خداست و از این نعمت تنها باید برای رضایت خلق خدا استفاده کرد. برای بحث نمایندگی مجلس می­خواهم آماده شوم. اگر خدا بخواهد برای دوره بعد این توفیق را پیدا کنم و در جایگاهی دیگر در خدمت مردم شهرم باشم. 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">